گلپونه
سلام از اونجایی چند وقته دنبال کارم نتونستم چیزی بنویسم همچنان پیگیرم الان نمیتونم بگم چه کاری یا کجا چون دوست دارم به سرانجام برسه بعد یهو غافلگیرتون بکنم نیازمند دعاهای قشنگتونم پ.ن: فرزانه جونی دلگیر نباش ازم باشه خواهری سلام دلم میخواست مثل هر سال موقع سال تحویل آپ کنم که نشد سال نو همگی مبارک باشه انشالله سالی پر از سلامتی و شادی و خوشبختی داشته باشید زیر سایه خدای مهربون پ.ن: بنده ای خدا را گفت: اگر سرنوشت مرا تو نوشته ای پس چرا دعا کنم؟ خدا گفت: شاید نوشته باشم هر چه دعا کند ... پ.ن: از روز اول عید سرما خوردم سلام از اونجایی که هنوز خونه تکونی توی هفته یه بار با خواهرم میرم دکتر یه بار با زن داداشم و ماهی یک بار با دختر عموم(همه باردار هستن فعلا همینا التماس دعا سلام به فرزانه: چشم تند تند آپ میکنم(البته اگه فرصت کنم) به رعنا: به مژگان: مرسی عزیزم بهانه "تراشی های " تو صبر مرا " تمام " کرد اما...هنوز انتظار " می کشم " پر رنگ پر رنگ شبیه به خاطراتت !! سلام تولد وبلاگم دقیقا 4 بهمن بود که نتونستم آپ کنم با امسال وبلاگم 4 ساله شد و هدیه مژگان به من یه هدیه ماندگار پ.ن: ایام خونه تکونی رو به همه کسایی که میشناسم تبریک میگم مخصوصا به خودم پ.ن 1: برای داشتنت ... نذر دارمت ..... وان یکاد ... ترس برای ماندنت .... نذر .... دعا ... دلهره ... خدایا ! . . . تو رفته ای ... من هنوز " مسلمان " مانده ام !!!!؟









تموم نشده هنوز درگیرم زیاد فرصت upکردن ندارم
) توی این یکی دوماهه دقیقا کارم همین بوده....بالاخره هم خواهرم هم خواهر شوهر هم دخترعمو



![]()




| Design By : nightSelect.com |

